الشيخ محمد علي الگرامي القمي
42
جنبش ذاتى طبيعت (حركت جوهرى) (فارسى)
پس طبيعت و عوارضش ، هر دو در يك مرتبهاند ، هر دو معلول يك علت بالا هستند ، و لذا بايد از حيث « تجدد » و « ثبات » همانند يك ديگر باشند . چه اين كه هر دو معلول يك علت اند و هرگاه علت واحد باشد ممكن نيست كه معلولات آن گوناگون ( يكى متغير و ديگرى ثابت ) باشد . لازمه سنخيت بين علت و معلول ، متغير يا ثابت بودن معلول است نه اين كه هم متغير و هم ثابت باشد . يا يكى ثابت و يكى متغير باشد ، با توجه به اين نكته ، مىگوييم حركت عارضى كه متجدد است ، طبيعت هم بايد ذاتاً متجدد باشد ، آرى مىتوان گفت : فيض وجود از طريق طبيعت ، به عارض طبيعت مىرسد . پس طبيعت علت حركات عارضى نيست ولى شريك العلة است . مانند مسأله صورت و هيولا كه گفتهاند : صورت بر هيولا تقدم رتبى دارد و شريك العلة است . آن چه گفته شد ، خلاصهاى بود از دليل چهارم ، كه مرحوم صدرالمتألهين ، علاوه بر اسفار ، آن را در « شواهد الربوبيه » نيز آورده است . مرحوم سبزوارى در بعضى از تعليقات خود بر اسفار گفته است : اين برهان با مذاق و مشرب سهروردى تناسب دارد ، چون سهروردى همه آثار عالم طبيعت را به صور « نوعيّه مفارقه » يعنى عالم علوى ، و به عبارت ديگر به « امر اعلا » نسبت مىدهد . نقد و بررسى دليل چهارم در رابطه با دليل چهارم ، انتقاداتى شده است كه بعضى از آن را ذكر مىكنيم : الف ظاهر دليل چهارم با مبناى دليل اول سازگار نيست . در دليل